تاریخ انتشار : شنبه ۹ خرداد ۱۴۰۵ - ۱۷:۳۵
کد خبر : 1174

منصور زراءنژاد استاد اقتصاد دانشگاه شهید چمران اهواز

تقابل ایران و امریکا در تله ناسازگاری زمانی و پارادوکس بازدارندگی و معمای تضمین

تقابل ایران و امریکا در تله ناسازگاری زمانی و پارادوکس بازدارندگی و معمای تضمین
در تئوری اقتصاد سیاسی مدرن، بن‌بست‌های ژئوپلیتیک به‌ندرت حاصل تصمیمات غیرعقلانی یک بازیگر هستند. برعکس، آن‌ها اغلب خروجی منطقی ساختارهای مشوقی محسوب می‌شوند که هر دو سوی تقابل، هرچند به­دلایل متفاوت، را به­سمت رفتارهای پرریسک سوق می‌دهند. تنش فزاینده میان ایران و محور امریکا- اسرائیل را می‌توان از طریق دو مفهوم «ناسازگاری زمانی» و «سربار بدهی استراتژیک» مصطلح در اقتصاد پولی و اقتصاد مالی واکاوی کرد.

منصور زراءنژاد استاد اقتصاد دانشگاه شهید چمران اهواز

مقدمه

در تئوری اقتصاد سیاسی مدرن، بن‌بست‌های ژئوپلیتیک به‌ندرت حاصل تصمیمات غیرعقلانی یک بازیگر هستند. برعکس، آن‌ها اغلب خروجی منطقی ساختارهای مشوقی محسوب می‌شوند که هر دو سوی تقابل، هرچند به­دلایل متفاوت، را به­سمت رفتارهای پرریسک سوق می‌دهند. تنش فزاینده میان ایران و محور امریکا- اسرائیل را می‌توان از طریق دو مفهوم «ناسازگاری زمانی» و «سربار بدهی استراتژیک» مصطلح در اقتصاد پولی و اقتصاد مالی واکاوی کرد. اما نکته کلیدی آن است که هر دو طرف در این تله گرفتارند  .

  1. سربار بدهی استراتژیک

سربار بدهی استراتژیک ماهیتی دو وجهی و متقارن دارد. هنگامی که هزینه‌های انباشته‌شده تحریم‌ها و فشارهای ژئوپلیتیک برای ایران  از حد آستانه‌ای عبور می‌کند، دارایی‌های متعارف سیاسی ارزش خود را از دست می‌دهند. ایران دچار انگیزه «قمار برای بقا» می‌شود؛ به­این معنا که به ریسک‌های با واریانس بالا (مانند تغییر دکترین هسته‌ای یا بازدارندگی موشکی مستقیم) دست می‌زند. دلیل این امر ساختاری است، زیرا بازده متعارف دیپلماسی دیگر توان جبران زیان‌های انباشته را ندارند. از سوی دیگر، امریکا نیز دچار نوعی «سربار بدهی اعتباری» است. خروج یک‌طرفه از برجام در سال ۲۰۱۸، هزینه سنگینی برای اعتمادپذیری واشنگتن ایجاد کرده است. این «بدهی اعتباری» به این معناست که هرگونه تعهد آینده امریکا، حتی اگر دولت جدیدی بر سر کار باشد، با نرخ تنزیل بالایی از سوی ایران مواجه خواهد شد. امریکا برای بازسازی اعتبار خود نیاز به هزینه‌کردن «سرمایه نمادین» هنگفتی دارد، اما سیستم سیاسی این کشور، مانند تغییر دولت‌ها، کنگره، و وعده‌های انتخاباتی، این بازسازی را تقریباً غیرممکن ساخته است.

  1. ناسازگاری زمانی

ناسازگاری زمانی نیز همچون معمایی دو وجهی، هر دو سوی تقابل را درگیر کرده است. مهم‌ترین مانع برای خروج از مارپیچ، عدم امکان دستیابی به یک توافق پایدار به­دلیل مسئله ناسازگاری زمانی دوطرفه است. از یک طرف، ایران می‌داند که هرگونه تعهد شفاهی یا مکتوب از سوی واشنگتن، به­دلیل تغییر دولت‌ها و ساختار سیاسی امریکا، پیش‌بینی ‌پذیر نیست؛ به­ طوریکه حتی اگر رئیس‌جمهور فعلی تعهد دهد، جانشین او می‌تواند فردا آن تعهد را لغو کند، همان‌طور که ترامپ با توافق اوباما کرد. در غیاب یک مکانیسم تضمین معتبر، اقتضای عقل این است که ایران به وعده‌های امریکا اعتماد نکند. از طرفی دیگر،  امریکا نیز با ناسازگاری زمانی معکوس روبروست. واشنگتن اطمینان ندارد که اگر به تهران امتیاز دهد و امروز تحریم‌ها را بردارد، ایران در آینده، پس از بازسازی اقتصادی، به تعهدات هسته‌ای خود پایبند بماند. از دیدگاه واشنگتن، ایران نیز مانند هر دولت دیگری ممکن است در بلندمدت با توجه به شرایط، مشوق‌هایی برای نقض ضمنی توافق پیدا کند و شاید درصد غنی‌سازی را افزایش دهد. به ­عبارتی دیگر، امریکا از «تله تعهد» می‌ترسد که تعهد امروز، ممکن است تبدیل به تهدید فردا شود.

در نتیجه، هر دو طرف در یک «معمای تضمین دوطرفه» گرفتار شده­اند. ایران به­ دلیل سابقه نقض عهد، به امریکا اعتماد ندارد؛ و امریکا نیز به­ دلیل ابهام در نیات بلندمدت هسته‌ای، به ایران اعتماد ندارد. این بی‌اعتمادی متقابل، ریشه در ناسازگاری زمانی ساختاری هر دو نظام سیاسی دارد، و الزاماً ناشی از سوءنیت فردی بازیگران نیست.

  1. راه‌حل ممکن: مکانیسم‌های تضمین سخت‌افزاری

برای شکستن این تقارن فاجعه‌بار، ساختار دیپلماسی باید از توافق‌های متنی سنتی به­سمت طراحی «مکانیسم‌های تضمین سخت‌افزاری» حرکت کند. سه سازوکار قابل تصور است:

اول، تضمین ثالث متقاطع:  این تضمین با حضور یک ضامن ثالث، مانند چین یا روسیه، که منافعش با نقض توافق از سوی هر یک از طرفین به­ خطر می­افتد، محقق می­شود.

دوم، وثیقه‌گذاری اقتصادی برگشت‌ناپذیر: این وثیقه گذاری می­تواند به­ صورت سرمایه‌گذاری‌های مشترک و تفکیک‌ ناپذیر محقق شود. برای نمونه، سرمایه­ گذاری کشورهای غربی در زیرساخت‌های ایران این خاصیت را دارد که خروج از این گونه طرح­های سرمایه­ گذاری برای شرکت‌های غربی پرهزینه است، و این ویژگی موجب مهار رفتار امریکا می­شود. در مقابل، پذیرش راستی‌آزمایی بین‌المللی مستمر از تأسیسات هسته­ای ایران باعث مهار رفتار ایران می­شود.

سوم، پیوند متقابل دارایی‌ها: بر اساس پیوند متقابل دارایی­ها، گام‌های کاهش غنی‌سازی ایران باید با فرآیندهای خودکار ادغام بانکی ایران در سوئیفت پیوند بخورد؛ به‌طوری که هزینه قطع مجدد برای ثبات مالی جهان، هر دو طرف را از نقض تعهدات بازدارد.

اما در وضعیت کنونی، هیچ‌یک از این سه مکانیسم به­شکل عملیاتی اجرا نشده است. همین خلاء ساختاری، مبدأ حرکت به سوی سناریوهای پیش روست.

  1. 4. سناریوهای پیش رو

با تلاقی دو پدیده ناسازگاری زمانی و انباشت سربار بدهی استراتژیک، می‌توان آینده تقابل سه‌جانبه ایران، اسرائیل، و ایالات متحده را در ترازوی سود و هزینه، در قالب سه سناریوی محتاطانه و متمایز ترسیم کرد. هر سناریو بر اساس دگرگونی در ساختار مشوق‌ها و کارآمدی یا ناکارآمدی مکانیسم‌های تضمین شکل گرفته است.

اول، سناریوی مارپیچ قمار برای بقا:  در این سناریو، به­دلیل ناتوانی طرفین در ایجاد یک مکانیسم تضمین معتبر، فرایند استنتاج معکوس به بن‌بست کامل می‌رسد و وقوع برخورد سخت محتمل است. ایران به این جمع‌بندی قطعی می‌رسد که سود متعارف دیپلماسی صفر است و برای حل سربار بدهی اقتصادی- امنیتی خود، ناچار به پذیرش ریسک‌های با واریانس بالا، مانند خروج از معاهده عدم اشاعه یا دگرگونی رسمی دکترین هسته‌ای به­سمت بازدارندگی تسلیحاتی، می‌شود. این اقدام، محرک «ناسازگاری زمانی معکوس» در اسرائیل می‌گردد. تل‌آویو با استناد به فرضیه «صبر امروز به­معنای نابودی فرداست»، دست به اقدام نظامی پیش‌دستانه می‌زند؛ و امریکا از آن حمایت می­کند. پیامد این سناریو، جنگی تمام‌عیار با هزینه‌های غیرقابل پیش‌بینی برای اقتصاد سیاسی منطقه و جهان خواهد بود .

دوم، سناریوی تعادل شکننده: این سناریو که به­ مثابه «جنگ سرد نوین» یا ثبات مسلحانه است، در واقع تداوم وضعیت کنونی، اما در سطحی نهادینه‌تر است. در این حالت، هیچ توافق کلانی شکل نمی‌گیرد، اما مکانیسم‌های بازدارندگی متقابل مانع از برخورد تمام‌عیار می‌شوند. ایران اهرم‌های استراتژیک خود را در آستانه گریز حفظ می‌کند تا هزینه هرگونه حمله را برای امریکا و اسرائیل غیراقتصادی نگه دارد. در مقابل، محور غربی به سیاست مهار ادامه می‌دهد. سیستم در یک «تعادل نش فرسایشی» (نه جنگ، نه صلح) باقی می‌ماند. ویژگی بارز این سناریو، هزینه‌های مستمر و رو به رشد برای همه طرف‌ها، بدون هیچ چشم‌انداز روشنی برای خروج است.

سوم، سناریوی صلح مسلح چندقطبی: این سناریو مبتنی بر بازآرایی ساختاری و تضمین قدرت‌های جهانی است. این گزینه خوش‌بینانه‌ترین، اما پیچیده‌ترین گزینه پیش­رو محسوب می‌شود. تحقق آن نیازمند گذار از ساختار سنتی دیپلماسی به مهندسی مالی- امنیتی جدید است. بر اساس این سناریو، قدرت‌های جهانی، به­ویژه چین با همراهی واقع‌گرایان در واشنگتن، وارد عمل می‌شوند تا فرمول «وثیقه‌گذاری اقتصادی برگشت‌ناپذیر» را عملیاتی کنند. در این چارچوب، چین متعهد به ضمانت‌های کلان سرمایه‌گذاری متقاطع می‌شود و ایران گام‌های اعتمادساز فنی برمی‌دارد. شرط لازم برای پایداری این سناریو آن است که هزینه نقض تعهد برای همه طرف‌ها، به­طور سیستمی از سود مورد انتظار آن فراتر رود.

  1. 5. نتیجه‌گیری:

پنجره فرصت در حال انقضای بحران کنونی خاورمیانه با بیانیه‌های سیاسی یا توافق‌نامه‌های کاغذی که ساختار مشوق‌ها را تغییر نمی‌دهند، حل‌شدنی نیست. تا زمانی که امریکا و اسرائیل نتوانند یک «تعهد ساختاری معتبر برای آینده» ارائه دهند، دکترین ایران بر اساس منطق مالی سربار بدهی، به­سمت ریسک‌های بالاتر و دگرگونی بازدارندگی متمایل خواهد ماند.  سیر شواهد تجربی نشان می‌دهد که خاورمیانه به­سرعت در حال حرکت از سناریوی دوم (تعادل شکننده) به سمت سناریوی اول (مارپیچ قمار) است و پنجره فرصت برای تغییر مسیر به­سمت سناریوی سوم به­شدت در حال کوچک شدن است. از منظر تحلیل هزینه- فایده، هر ماه تأخیر در طراحی مکانیسم‌های تضمین مادی، احتمال وقوع برخورد سخت را به­صورت غیرخطی افزایش می‌دهد. سیاست‌گذاران بین‌المللی باید اذعان کنند که بدون طراحی وثیقه‌های عینی و برگشت‌ناپذیر که پدیده ناسازگاری زمانی را مهار کند، منطق ریاضی و استراتژیک بازی، طرفین را به سمتی سوق خواهد داد که هزینه نهایی آن برای اقتصاد سیاسی جهانی در حال حاضر غیرقابل پیش‌بینی، اما بی‌تردید فاجعه‌بار خواهد بود.

 

برچسب ها :

ارسال نظر شما
مجموع نظرات : 0 در انتظار بررسی : 0 انتشار یافته : 0
  • نظرات ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط مدیران سایت منتشر خواهد شد.
  • نظراتی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • نظراتی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نخواهد شد.