یادداشت به قلم پژمان کریمی
امنیت غذایی در سایه تصمیمات غیر کارشناسی؛ ضرورت بازنگری در مدیریت سدهای کشاورزی

یادداشت به قلم پژمان کریمی:
امنیت غذایی در سایه تصمیمات غیر کارشناسی؛ ضرورت بازنگری در مدیریت سدهای کشاورزی
تصمیم به ممنوعیت کشت برنج و محصولات تابستانه در اراضی پاییندست سد جره، بار دیگر این پرسش جدی را مطرح کرده است که فلسفه احداث سدهای کشاورزی چیست و مدیریت این منابع آبی تا چه اندازه در خدمت تولید و امنیت غذایی قرار دارد؟
سد جره، برخلاف بسیاری از سدهای چندمنظوره، اساساً با کاربری کشاورزی احداث شده است و هیچ نقشی در تولید برق ندارد. هدف اصلی از ساخت این سد، تأمین آب پایدار برای اراضی کشاورزی پاییندست و حمایت از تولید بوده است. با این وجود، هر ساله نخستین تصمیم در شرایط کمآبی، حذف کشت و محدود کردن فعالیت کشاورزان است؛ تصمیمی که بیشترین هزینه آن را تولیدکنندهای میپردازد که معیشت، سرمایه و آینده خانوادهاش به همین زمین وابسته است.
مدیریت منابع آب ضرورتی اجتنابناپذیر است و هیچ فرد آگاهی ضرورت مقابله با خشکسالی و مصرف بهینه آب را انکار نمیکند. اما پرسش اینجاست که آیا مدیریت صرفاً به معنای اعمال ممنوعیت است؟ آیا پیش از صدور چنین تصمیماتی، آثار اقتصادی، اجتماعی و امنیت غذایی آن بر زندگی هزاران کشاورز بررسی میشود؟
کشاورزان حوزه سد جره سالهاست با تغییرات اقلیمی، افزایش هزینههای تولید، نوسانات بازار و کاهش درآمد دستوپنجه نرم میکنند. ممنوعیت کشت تابستانه، بدون ارائه راهکارهای جبرانی، در عمل به معنای حذف بخش مهمی از درآمد سالانه آنان است؛ در حالی که همین کشاورزان، ستون اصلی تولید محصولات استراتژیک و تأمین امنیت غذایی کشور به شمار میروند.
از سوی دیگر، این وضعیت بار دیگر ضرورت بازنگری در ساختار مدیریت سدهای با کاربری صرفاً کشاورزی را آشکار میکند. وقتی سدی مانند جره برای تولید برق یا مصارف صنعتی ساخته نشده و مأموریت اصلی آن تأمین آب کشاورزی است، این سؤال مطرح میشود که آیا مدیریت بهرهبرداری از چنین سدهایی نباید با مشارکت یا حتی تفویض اختیار به متولیان بخش کشاورزی انجام شود؟
وزارت جهاد کشاورزی، به دلیل ارتباط مستقیم با الگوی کشت، نیاز آبی محصولات، معیشت بهرهبرداران و اهداف امنیت غذایی، میتواند در تصمیمگیری درباره نحوه بهرهبرداری از این سدها نقش مؤثرتری ایفا کند. چنین رویکردی میتواند به ایجاد تعادل میان حفاظت از منابع آب و استمرار تولید کشاورزی کمک کند و از تصمیماتی که صرفاً از منظر مدیریت منابع آب اتخاذ میشوند، بکاهد.
البته روشن است که مدیریت منابع آب یک مسئولیت ملی و فرابخشی است و هرگونه تغییر در ساختار مدیریت سدها نیازمند بررسیهای کارشناسی، هماهنگی بین دستگاهی و اصلاحات قانونی خواهد بود. با این حال، تجربه سالهای اخیر نشان میدهد که برای سدهایی با مأموریت صرفاً کشاورزی، تقویت نقش متولیان بخش کشاورزی در تصمیمسازی و بهرهبرداری، میتواند به تصمیمهایی متوازنتر و نزدیکتر به واقعیتهای تولید منجر شود.
امنیت غذایی، بدون امنیت تولید، معنا ندارد و امنیت تولید نیز بدون تأمین منطقی آب کشاورزی محقق نخواهد شد. اگر قرار است کشاورز در روزهای سخت خشکسالی همراهی کند، شایسته است در فرآیند تصمیمگیری نیز صدای او و متولیان تولید، بیش از گذشته شنیده شود.
برچسب ها :امنیت غذایی ، پژمان کریمی ، یادداشت
- نظرات ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط مدیران سایت منتشر خواهد شد.
- نظراتی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
- نظراتی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نخواهد شد.




ارسال نظر شما
مجموع نظرات : 0 در انتظار بررسی : 0 انتشار یافته : 0