زنانی كه با پشتكار در پیچیده ترین میدان های نفتی ماندگار شدند

خودتان را معرفی می فرمایید؟
متولد ۱۳۶۵ در مشهد مقدس هستم. تا ۱۸ سالگی در مشهد زندگی می کردم. دختر بزرگ خانواده هستم و یک خواهر کوچک تر دارم. دوران دبیرستان را در مدرسه نمونه دولتی “اندیشه” و در رشته ریاضی-فیزیک گذراندم و همان سال اولی که کنکور سراسری دادم، با رتبه سوم در بین پذیرفته شدگان رشته مهندسی نفت وارد دانشگاه شدم.
چه عاملی سبب شد رشته مهندسی نفت را انتخاب کنید؟
اینکه چرا رشته مهندسی نفت را انتخاب کردم، داستان جالب توجهی دارد. در واقع به صورت اتفاقی با این رشته آشنا شدم. آن زمان به دلیل فاصله زیاد مشهد تا جنوب کشور، هم صنعت نفت و هم دانشگاه صنعت نفت چندان برای ما شناخته شده نبود.
پیش دانشگاهی که بودیم، یک مشاور تحصیلی به مدرسه ما آمد و رشته ها را معرفی کرد. بیشتر کسانی که رشته ریاضی می خواندند، با رشته های مهندسی برق، مکانیک، عمران و معماری آشنا می شدند، اما آن مشاور درباره ماهیت رشته مهندسی نفت و دروس آن توضیح داد. همان جا احساس کردم این رشته برای من جذاب است. از طرفی به زمین شناسی هم علاقه داشتم و با اینکه امکان قبولی در رشته هایی مانند مهندسی برق یا مکانیک دانشگاه تهران را هم داشتم، انتخاب اولم مهندسی اکتشاف نفت شد.
خانواده چه نظری درباره این انتخاب داشت؟
می دانستم باید مسیر دوری را انتخاب کنم و به جنوب کشور بروم. همان زمان به پدر و مادرم گفتم ممکن است تا سی سال دیگر هم به شهر برنگردم. اما آنها با همراهی کامل گفتند هر مسیری که به آن علاقه داری را دنبال کن. با اینکه تجربه دوری از خانواده را نداشتم، به آبادان آمدم و در دانشکده صنعت نفت آبادان مشغول به تحصیل شدم.
چگونه وارد صنعت نفت شدید؟
در سال دوم کارشناسی ارشد، برای مصاحبه به اهواز آمدم. دانشگاه صنعت نفت فارغ التحصیلان ممتاز را بدون آزمون و فقط از طریق مصاحبه فنی جذب می کرد. فرایند استخدام چند ماه طول کشید ودرنهایت فروردین ۱۳۸۹ استخدام شدم. از بدو ورود به سازمان، در اداره ارزیابی مخازن و به طور مشخص در اداره مطالعات مهندسی مخازن جذب شدم. از آنجا که گرایش من مهندسی اکتشاف نفت بود، در ابتدا با چالش هایی روبه رو شدم؛ زیرا نگاه به گرایش های مختلف متفاوت بود و نسبت به جذب فارغ التحصیلان مهندسی اکتشاف نفت در اداره ارزیابی مخازن سخت گیری بیشتری وجود داشت، اما تلاش کردم توانمندی خود را نشان بدهم. همزمان با کار اصلی، با چند گروه مطالعاتی در حوزه مطالعات مخازن نفتی و گازی همکاری کردم و این فرصت فراهم شد که به صورت رسمی وارد گروه مطالعات مخازن میادین گروه اهواز شوم.
مسیر دکترای شما چگونه شکل گرفت؟
در سال ۱۳۹۵ در مقطع دکتر ی مهندسی مخازن نفت دانشگاه تهران پذیرفته شدم و در انستیتو نفت دانشگاه تهران دوره دکترای خود را گذراندم. از همان ابتدا تلاش کردم پروژه دکترای را صرفا یک کار دانشگاهی یا صرفا تولید چند مقاله نبینم، بلکه آن را بر اساس مسائل واقعی صنعت تعریف کنم. برایم مهم بود موضوعی انتخاب شود که مستقیم به چالش های صنعت نفت و مخزن مرتبط باشد، نه صرفا یک کار تئوریک یا پایان نامه ای برای ارائه؛ به همین دلیل، پروژه دکترایم را بر پایه یکی از چالش های مهم مخازن عظیم نفتی جنوب کشور تعریف کردم؛ تزریق امتزاجی گاز در مخازن شکافدار تحت ریزش ثقلی.
نگاه و توجه شما به مخازن نفت چگونه شکل گرفت؟
من به خاطر تجربه متفاوتی که در این اداره داشته ام، شاید کمتر در اختیار دیگران قرار گرفته باشد، این فرصت را داشته ام با چند گروه مطالعاتی در تعامل باشم و روی میادین نفتی متفاوتی کار کنم و همین موضوع سبب شد نگاه من به مخازن، نگاه مقایسه ای و چندبعدی باشد.
در میان این همه مخزن، کدام یک برای شما جذاب تر است؟
واقعیت این است که نمی توان یک مخزن را به عنوان بهترین یا جذاب ترین انتخاب کرد؛ هر مخزن ویژگی ها و پیچیدگی های خاص خود را دارد و همین تنوع است که کار را جذاب می کند. در میان کارهایی که در حوزه مخازن انجام می شود، بیشترین علاقه من به بخش مطالعه مخزن و ارائه بهترین سناریوی تولید و توسعه آن براساس تجزیه و تحلیل داده ها و شبیه سازی مخزن است. این بخش برای من جذابیت زیادی دارد، چون ماهیت آن مبتنی بر یادگیری مستمر است و برخلاف برخی کارهای تکراری، همیشه با مسائل جدید و چالش های تازه رو به رو می شوید.
چه کسانی در مسیر شما اثرگذار بودند؟
در فضای کاری ما نیروهای بسیار متخصص و توانمندی حضور دارند و می توان گفت بدنه کارشناسی اداره ارزیابی مخازن از فنی ترین بخش های صنعت نفت است. طبیعی است که در چنین فضایی افراد از یکدیگر تأثیر بگیرند. دوستان بسیاری در شکل گیری نگاه حرفه ای من نقش داشتند و با نگاه علمی و تحلیلی دقیق خود تأثیر قابل توجهی بر مسیر فکری من باقی گذاشته اند در کنار همکاران داخلی، از اساتید دانشگاهی نیز تأثیر گرفته ام و ارتباط علمی با آنها در طول دوره دکترا، برای من بسیار آموزنده بوده است.
حضور شما به عنوان یک بانو در حوزه ای تخصصی و فنی مانند مهندسی مخزن، چه دستاوردها و تجاربی به همراه داشته است؟
در ابتدای مسیر کاری، ورود به یک فضای کاملا فنی و تخصصی که عمدتا بدنه کارشناسی آن را نیروهای باتجربه و غالبا مرد تشکیل می دادند، طبیعتا با چالش هایی همراه بود. بخشی از این چالش ها به شکل گیری ارتباطات کاری و نحوه ورود به گفت وگوهای تخصصی برمی گشت که به تدریج و با گذشت زمان، به یک روند طبیعی و حرفه ای تبدیل شد. در سال های نخست، حتی در مواردی مانند طرح پرسش های فنی یا ورود به بحث های تخصصی، نوعی احتیاط یا فاصله وجود داشت که به مرور با افزایش تجربه و شناخت متقابل، این فضا کاملا تغییر کرد و تعامل ها شکل عادی تری پیدا کرد. اما با گذشت زمان، برای من این موضوع پررنگ تر شد که در نهایت، جنسیت تعیین کننده جایگاه حرفه ای نیست؛ بلکه دانش، استمرار، دقت و توان تحلیل است که نقش اصلی را در تثبیت موقعیت فرد ایفا می کند. هرچه خروجی های فنی دقیق تر و قابل اتکاتر باشد، این مرزها به طور طبیعی کم رنگ تر می شوند.
مهم ترین چالش های کاری شما چیست؟
یکی از مهم ترین چالش هایی که در این سال ها با آن روبه رو بوده ام، موضوع آموزش و به روز ماندن در حوزه تخصصی است. کار در حوزه مطالعات مخزن به گونه ای است که دانش آن دائم در حال تغییر و توسعه است و اگر فرد به روز نباشد، فاصله قابل توجهی با استانداردهای علمی و فنی روز ایجاد می شود. نیاز به بهره گیری از آموزش های پیشرفته تر و به ویژه استفاده از اساتید بین المللی، یک ضرورت جدی است. در برخی حوزه های تخصصی مانند ازدیاد برداشت نفت از مخازن، انتقال تجربه و دانش روزآمد دنیا از طریق ارتباط مستقیم با اساتید خارجی می تواند نقش مهمی در ارتقای سطح تحلیل ها و تصمیم گیری ها داشته باشد، اما فراهم کردن این بستر همیشه ساده نبوده و با محدودیت ها و ملاحظات اجرایی همراه است. از سوی دیگر، محدودیت دسترسی به برخی آموزش های تخصصی و استمرار این نوع دوره ها نیز از چالش های مهم محسوب می شود. در کنار این موضوع، کمبود نیروی انسانی در تیم های مطالعاتی، یکی از چالش های جدی است؛ حجم کار و پیچیدگی پروژه ها بالاست و در بسیاری مواقع، تعداد افراد نسبت به حجم مسئولیت ها، محدود است؛ موضوعی که فشار کاری و نیاز به مدیریت دقیق تر زمان و اولویت ها را افزایش می دهد. در ادامه، ماهیت کار مطالعاتی خود به تنهایی چالش برانگیز است. این نوع کار نیازمند تمرکز عمیق و زمان های طولانی تحلیل است، اما در عمل، وجود جلسات متعدد، مکاتبات و فعالیت های روزمره کاری گاهی باعث می شود تمرکز پیوسته و کامل دشوار شود. یکی دیگر از چالش های قابل توجه، مربوط به فضای فیزیکی و محیط کاری است. در برخی موارد، گروه های مطالعاتی مختلف در یک فضای مشترک مستقر هستند و این موضوع، در کنار کمبود فضای اداری مناسب، می تواند تا حدی بر تمرکز و عمق کارهای تحلیلی اثر بگذارد، زیرا ماهیت این فعالیت ها نیازمند آرامش ذهنی و تمرکز مستمر است. در مجموع، چالش ها ترکیبی از مسائل آموزشی، به ویژه در حوزه ارتباط با دانش روزآمد دنیا، مسائل انسانی و کمبود نیرو، همچنین محدودیت های ساختاری و محیطی است، اما همین باعث شده است که این حوزه همواره پویا، زنده و نیازمند یادگیری و انطباق مداوم باقی بماند.
اگر به مسیر شغلی تان از ابتدا نگاه کنید، امروز خودتان را در همان نقطه ای می بینید که تصورش را داشتید؟
اگر بخواهم صادقانه بگویم، در ابتدای مسیر شاید تصور دقیقی از این حجم پیچیدگی و گستردگی در کار نداشتم، اما همیشه علاقه به حضور در فضای عملیاتی و کار واقعی صنعت نفت در من وجود داشت. امروز احساس می کنم در همان مسیری قرار گرفته ام که به آن علاقه داشتم؛ مسیری که ترکیبی از دانش، تحلیل، تجربه، مسئولیت و یادگیری مداوم مهارت های فنی و ارتباطی است. حتی موضوع انتقال یا تغییر محل کار نیز برای من موضوع جدی و پررنگی نبوده است. واقعیت این است که به این مجموعه و فضای کاری ام علاقه دارم و احساس می کنم مسیر حرفه ای ام در همین جا معنا پیدا کرده است.
در فضای کاری شما، سبک زندگی فردی تا چه اندازه می تواند بر نوع مدیریت زمان و حجم مسئولیت ها اثر بگذارد؟
گاهی در مورد نقش افراد در محیط های کاری، برداشت هایی شکل می گیرد که لزوما دقیق نیست. ممکن است تصور شود برخی افراد به دلیل شرایط شخصی یا مثلا مجرد بودن، زمان آزاد بیشتری دارد و در نتیجه مسئولیت کمتری بر دوش اوست، اما در عمل، اینگونه نیست و واقعیت این است که هر فرد، مجموعه ای از مسئولیت های شخصی و حرفه اری را هم زمان مدیریت می کند که همیشه برای دیگران قابل مشاهده نیست. اگر بخواهم از تجربه شخصی خودم بگویم، کسی که مجرد است، بخش زیادی از مسئولیت های روزمره زندگی را به تنهایی به عهده دارد؛ از کارهای خانه و خرید گرفته تا امور مربوط به خودرو و سایر نیازهای زندگی. در حالی که در زندگی متأهلی، بخشی از این مسئولیت ها به صورت طبیعی بین اعضای خانواده تقسیم می شود؛ بنابراین، نمی توان صرفا براساس ظاهر شرایط افراد، درباره میزان توان یا درگیری آن ها در کار قضاوت کرد. در بسیاری از موارد، حجم کارهای شخصی و مسئولیت های فردی باعث می شود فشار زمانی و ذهنی قابل توجهی وجود داشته باشد.
خاطره یا تجربه ماندگاری هست که بخواهید درباره آن بگویید؟
یکی از خاطراتی که هنوز خیلی برایم شیرین است، مربوط به اولین ارائه ای می شود که بعد از ورود به مجموعه داشتم. اولین پروژه ای که روی آن کار کرده بودم، یک مطالعه مهندسی مخزن روی میدان سیاه مکان بود و قرار شد نتایج آن را در جلسه ارائه کنم. یادم هست وقتی وارد سالن جلسات مهندسی نفت شدم، تقریبا همه رؤسا و مدیران مهندسی نفت حضور داشتند و فضای سنگینی داشت، اما همان ارائه برایم تبدیل به تجربه ای ماندگار شد. بعد از پایان ارائه، چند نفر از همکاران بسیار باتجربه به من گفتند ارائه خوبی داشتی و این بازخورد برایم بسیار ارزشمند بود. یکی دیگر از لحظات مهم زندگی حرفه ای ام، زمانی بود که رئیس اداره تصمیم گرفت من را به عنوان سرپرست گروه مطالعاتی اهواز معرفی کند. آن روز واقعا خوشحال شدم، چون تا آن زمان در اداره ارزیابی مخازن، سابقه زیادی از حضور خانم ها در چنین جایگاهی وجود نداشت؛ هرچند در دیگرادارات همچون مهندسی بهره برداری نمونه هایی وجود داشت.
همه خاطرات شیرین نیستند، برخی آنقدر تلخ هستند که ذهن تا مدت های مدید درگیر آنهاست؟ خاطره تلخی دارید که بخواهید از آن حرف بزنید؟
بله، یکی از سخت ترین دوره های کاری من مربوط به سالی بود که هم زمان چند فشار بزرگ روی من وجود داشت. از یک سو یک مطالعه سنگین شبیه سازی مرتبط با پایلوت تزریق آب میدان اهواز را به عهده داشتم؛ پروژه ای که بخش زیادی از زمان و انرژی ذهنی ام را می گرفت. شرایط به شکلی بود که از صبح تا پایان ساعت کاری تقریبا تمام زمانم صرف کار فکری می شد و حتی وقتی به خانه برمی گشتم، همچنان ذهنم درگیر مدل ها، سناریوها و این بود که چه ایده ای را باید روی مدل پیاده کنم. همزمان روی رساله دکترایم هم کار می کردم و در کنار همه اینها، چالش های شخصی زندگی خودم را هم داشتم، اما با وجود تلاش ها، حجم کار و مسئولیت هایی که در آن دوره عهده داشتم، نتیجه ارزیابی عملکردم B ثبت شد؛ در حالی که حداقل در آن سال، حقم بالاتر بود.
به عنوان سخن پایانی، توصیه ای هست که بخواهید به اشتراک بگذارید؟
اگر بخواهم خیلی صادقانه و دوستانه چیزی بگویم، شاید مهم ترین حرفم این باشد که به خانم ها و توانمندی های ایشان بیشتر اعتماد کنیم. واقعا چیزی از دست نمی رود اگر به افراد فرصت بیشتری داده شود تا خودشان را نشان بدهند. گاهی فقط همین اعتماد کردن و ایجاد فرصت، می تواند مسیر حرفه ای یک نفر را تغییر دهد، زیرا بسیاری از توانمندی ها تا زمانی که فرصت بروز پیدا نکنند، دیده نمی شوند.
برچسب ها :روابط عمومی شرکت ملي مناطق نفت خيز جنوب
- نظرات ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط مدیران سایت منتشر خواهد شد.
- نظراتی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
- نظراتی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نخواهد شد.






ارسال نظر شما
مجموع نظرات : 0 در انتظار بررسی : 0 انتشار یافته : 0